گلشن غزل
پنج‌شنبه 5 شهریور‌ماه سال 1383
هیچی


 سلام الان یک اتفاق نسبتا بد افتاد برام رفتم دم خونه  همسایه کناریم
یه چیزی بدم بهش  با پای برهنه و پیژامه که ناگهان مهمانهای طبقه بالا آ مدن پایین که
آشنا بودن و من به علت ریخت جالب توجهم سلام نکرده و فرار کردم حالا میگین من بی
ادبم یا نه هر چی بود که الان گذشت  فردا میرم پیش یکی از  دوستام باید براش کادو ببرم نمیدونم چی ببرم تولد یه دوست دیگه مم   فرداست ولی فکر من که کار نمیکنه  
امشب رضا زاده مدال گرفت دمش گرم این چند روز که هر چی شنیدیم خبرهای بی حال از ایرونیهای با حال بود بعدشم  با هزار و یک دلیل که کارشناس ها باید از تو آ ستینشون در بیارن
که چرا ما همه مدالها رو درو نکردیم باید خو دمون رو راضی کنیم خوشبختانه من دیگه اتفاقهای ورزشی رو دنبال نمیکنم اگه نه دق میکردم  یه تروجان هورس اومده تو کامپیوتر ما
که هر کار میکنم این آنتی ویروس به گردش نمیر سه کسی راه حلی داره ؟

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید

تعداد بازدیدکنندگان : 81640