X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
گلشن غزل
سه‌شنبه 17 شهریور‌ماه سال 1383
آپ

سلام اینم از این
گذشت آن زمانی که آنسان گذشت
دوست میدارم تو را هموطن

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون که بیایی

وقتی یکی براتون حرفاشو میزنه ولی شما کاری براش ازتون بر نمیاد چیکار میکنین ؟
من امروز این حال شدم رفتم پیش یه دوست که به حرفاش گوش بدم همین ..
و الان فکر میکنم از من ناقص کاری براش بر نمیاد منم یکی مثل اون بگذریم 

 دیگه دل با کسی نیست دیگه فریاد رسی نیست
آسمون ابری شده ولی خار و خسی نیست

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره

کوچه ها تاریکن دکونا بستن خونه ها
خاموشن طاقا شکستن از صدا افتاده
تار و کمونچه مرده میبرن کوچه به کوچه

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید

تعداد بازدیدکنندگان : 81788