X
تبلیغات
رایتل
گلشن غزل
چهارشنبه 23 دی‌ماه سال 1383
واای
سلام ساعت ۵ صبحه باورتون میشه خواب نمیرم بس که شاداب مینویسم اینجا کامنت ریز شده بگذریم شما به پیرزنی که در تخت احتظار مرتب نماز میخونه زیر لب چی میگین ؟ ما میگیم مومن بود و مومن میره خدا رحمتش کنه
آاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااخ الان اگه میمردم اصلا ناراحت نمیشدم چون انقدر خوابم میاد که نگین

نوید جان نشد برات کامنت بزارم مرسی اومدی
کاوه خان راه گم کردین اومدین اینجا ولی خوش اومدین
الان یه داستان جالب خوندم کلی خندیدم البته نه زیاد
 
هوای خانه چه دلگیر میشود گاهی
از این زمانه دلم سیر میشود گاهی

بابا نمیتونم شاد باشم زوره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نمیتونم      همونجوری که اون وقتها که شاداب بودم آ رام  بودن برام میسر نبود حالا بر عکس شدم خنده هم به زور میکنم

طرف میگه قول میدم خوب باشم چند نفر میگین که باور کنم بعد از سالها دروغ
در حالی که میبینم از ناراحتی من بیشتر ناراحته تا از کار بدش
دیگه دوست ند......................................................
خیلی باید خر باشم که قبول کنم هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
البته چاره هم نیست ولی این از اون نامردای خنجر از پشت بزنه
راستی چقدر بلاگسکای تا من نبودم قشنگ شده مبارکمون باشه کسی لاگ بلاگسکای نداره برای دوستم میخوام اگه داره و نمیخواد اینجا کامنت بزاره قبلا تشکر میکنم
هییییییییییییی من همه رو دوست دارم به جز یکی که اونم اصلا مهم نیست پس میتونم راحت برم بخوابم ولی کو خواب فردا هم باید برم مهمونی ولی شاید نشد باشه بگذریم
گل هم گل آ‌فتاب گردون میترسه دلم از بارون
یارب تو شب مهتابی لیلی رو نگیر از مجنون

یکی بیاد دندونای من و از رو هم برداره سرم رفت بس که فشارشون دادم

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید

تعداد بازدیدکنندگان : 81356