X
تبلیغات
رایتل
گلشن غزل
پنج‌شنبه 2 آبان‌ماه سال 1387

سلام کامپیوتر ریخته بود به هم همه چیزش پاک شد و ویندوز از اول اینستال شد احتمالا هارد هم عوض میشه موبایل هم قبضش پرداخت شده بود ولی وصل نشده بود ۳  ۴  روزی از همه جا غافل بودم بد هم نبود یاد زمانی می افتیم که انقدر ارتباطات نبود مثلا در زمان جنگ جهانی دوم تا ۲ سال کسی این طرفها خبر نداشت جنگ شده اگر هم داشت اصلا مهم نبود . عکس هم نداریم بزارم چون همه رفتن روی دی وی دی که کام تمیز و دسته گل بشه . دیگه چی بگم ؟ دیروز یه پست نوشتم  با حال زمان تمام شد و پرید خیلی خوب بود حیف .  

فردا و پس فردا تعطیل آیا من به گردش میرم ؟ آیا شنبه به پایتخت میرم ؟ اینها سوالهایی که ذهن من و مشغول کرده آیا دکتر یکشنبه در مطب هستش ؟ آیا چشم بچه ام یه روز خوب خوب میشه از این چپی در بیاد ؟ آیا عراق قرار داد امضا میکنه آیا جنگ بهتره یا صلح با تسلیم محض؟ آیا محض اینجوری مینویسن ؟ معلم دیکته ام از سفر آمده میگه بهم . این چند روز آلبومهای قدیمی پاره پاره ام رو درست کردم عکساش گذاشتم تو آلبوم سالم چه دوران بی خیالی داشتم از شدت هیجان و انرژی تو عکسا چشام برق میزد و یا سر دیوار بودم یا پریدم تو هوا کاش آدم تجربه میانسالی رو با انر ژی جوانی داشت . تا نپریده من آپ میکنم بای  

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید

تعداد بازدیدکنندگان : 81368