یهو قطع شد یادم رفت تا کجا نوشتم بی خیال
طرف خیال میکنه من اینجام که فقط مثل پروانه دورش بچرخم
 اونم مثل شمع برای خو دش بسوزه
مگه بال نازنین ظریفم رو از رود گرفتم که براش به آ ب و آ تیشش بزنم
بی خی بابا ما نیستیم برو واسه خودت یه بید پیدا کن که عشقش چراغ باشه
من گل و بلبل رو ترجیح میدم 
 
فکر بلبل همه آ نست که گل شد یارش
گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

مشهد

از مشهد مینویسم اینجا هوا سرد میباشد در حدی که حتی دستاتون نمیخواهین بشورین چه برسه حموم برین ولی شاید الان برم حموم خدا کنه یخ نزنم جالبه جمعه شبه ولی جایی نمیخوام برم
اگه قبلا بود حتما تا هایت میرفتم و یه چیزی میخوردم ولی
دیگه جوونیام رفت
چی بخونم جوونیم رفت و صدام رفته دیگه
گل شب توی دلم جوونه کرده

راستی کیا خوشگل عاشق رو شنیدن کیا خوششون اموده کیا میگن بی حاله این آ هنگ از فریدون که راستش بخواهین من ایشون رو اصلا ندیدم ولی الان براتون مینویسمش

آ های خوشگل عاشق
آهای عمر دقایق
آهای وصل به مو های تو سنجاق شقایق
آ های صدای گیتار
آ‌های قلب  رو دیوار
اگه دست توی دستا م نزاری
خدا نگهدار
دلم لاله عاشق
آ‌هایی بنفشه تر
نکن  غنچه نشکفته قلبم رو تو

واای

سلام ساعت ۵ صبحه باورتون میشه خواب نمیرم بس که شاداب مینویسم اینجا کامنت ریز شده بگذریم شما به پیرزنی که در تخت احتظار مرتب نماز میخونه زیر لب چی میگین ؟ ما میگیم مومن بود و مومن میره خدا رحمتش کنه
آاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااخ الان اگه میمردم اصلا ناراحت نمیشدم چون انقدر خوابم میاد که نگین

نوید جان نشد برات کامنت بزارم مرسی اومدی
کاوه خان راه گم کردین اومدین اینجا ولی خوش اومدین
الان یه داستان جالب خوندم کلی خندیدم البته نه زیاد
 
هوای خانه چه دلگیر میشود گاهی
از این زمانه دلم سیر میشود گاهی

بابا نمیتونم شاد باشم زوره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نمیتونم      همونجوری که اون وقتها که شاداب بودم آ رام  بودن برام میسر نبود حالا بر عکس شدم خنده هم به زور میکنم

طرف میگه قول میدم خوب باشم چند نفر میگین که باور کنم بعد از سالها دروغ
در حالی که میبینم از ناراحتی من بیشتر ناراحته تا از کار بدش
دیگه دوست ند......................................................
خیلی باید خر باشم که قبول کنم هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
البته چاره هم نیست ولی این از اون نامردای خنجر از پشت بزنه
راستی چقدر بلاگسکای تا من نبودم قشنگ شده مبارکمون باشه کسی لاگ بلاگسکای نداره برای دوستم میخوام اگه داره و نمیخواد اینجا کامنت بزاره قبلا تشکر میکنم
هییییییییییییی من همه رو دوست دارم به جز یکی که اونم اصلا مهم نیست پس میتونم راحت برم بخوابم ولی کو خواب فردا هم باید برم مهمونی ولی شاید نشد باشه بگذریم
گل هم گل آ‌فتاب گردون میترسه دلم از بارون
یارب تو شب مهتابی لیلی رو نگیر از مجنون

یکی بیاد دندونای من و از رو هم برداره سرم رفت بس که فشارشون دادم

سفر

میخوام برم سفر ولی هنوز که خبری نیست
دلم میخواد همیشه تنها باشم ولی نمیشه
خدا کنه از خود راضی نشم
دلم میخواد برم یه جای دور
کسی باورش میشه من هنوز شمال نرفتم ؟
دارم چاق میشم باید رژیم بگیرم
کی حال داره برم بمیرم
در خلوت خواب رو حتما بخونید خانوما که گول میخورین
دارم نقاشی میکنم عین کمال الملک
خستگی روحی با خواب و قرص خوب نمیشه چیکار بکنم ؟
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااخ بی خیال

میخوام برم سفر

نوشتنم میاد

سلام من این ۵ کامنت کوتاه و مهربان رو با همه دنیا عوض نمیکنم
الان ساعت ۱ خوب باشه نصفه شب دلم میخواد بنویسم با وجودیکه خوابم میاد ولی این افکار خرچنگ قورباغه نمیزارن بخوابم
راستی یک متن کوچیک پیدا کردم بچه گیهام نوشتم ولی تاریخ نداشت ولی خیلی با حال بود شاید بنویسمش یه بار دیگه الان کتاب در خلوت خواب رو میخوندم قصه هاش آ دم رو غافلگیر میکنه  و خوب تموم میشه حتی اگه غمگین باشه . کلا نشر البرز من کم دیدم کتاب بد چاپ کنه  .
چی بنویسم از زمانه .....
باز باران با ترانه با گهرهای فراوان
میچکد بر بام خانه
یادم آرد روز باران گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین ....................................
وای چه حالی داشتیم اون وقتها

یه روز جلوی مادر بزرگم وایسادم و مرتب تمامش رو خوندم از بر یادم نیست ولی حتما بهم یه
جایزه داد احتمالا آ بنبات بود اون وقتها اولین دندونامون رو مامان بزرگ میکشید با دستهای لاغرش یه دستمال ۴ تا میکرد بعد دو ور دندون رو به دست میگرفت و به یک طرف خم میکرد بدون درد بعد میگفت برین چالش کنین یه کم هم خون میومد من الان ۴ تا دندون عقل دارم دندون پزشکم دندوناشو تیز کرده بکشتشون ولی من نمیزارم آ خه طوریشون نیست راستی مامان بزرگم همیشه توی مهمونخونه نخودچی آ ماده داشت و داره بعد من و دختر عموم یه روز رفتیم دوتایی ۲ تا نفری خوردیم اومدیم رو بوسی و خداحافظی کنیم مامان بزرگم گفت البته ما فهمیدیم که شما نخود چی دوست دارین ۲ تایی خیط شدیم اساسی
آ خی بچه گی چه حالی داره ولی اگه آدم از بزرگ شدن و سختیهاش درس نگیره که خوب مثل این که بچه گی مرده باشه هیچ فرقی که نمیکنه این یه خیره که خدا رسونده خیر در قالب در د
که کی باشه از جانب یار درد رو قبول نکنه