X
تبلیغات
رایتل
گلشن غزل
جمعه 10 اسفند‌ماه سال 1386
هپینس

به به سلام به همه خوبین خوشین سلامتین ؟ الان دوستم از خانه مان رفت و لی من شاد شادم که آمد .تازه اون آلبالوی گرد و قلمبه هم گفته مشکلی با من نداره که باز هم باعث شادی و شعف بسیار است که از دست دادن یک دوست خسارت بسیار بزرگ و غیر قابل جبرانی میباشد و قلب من ضعیف تر از انی است که همچین چیزی را تحمل کند . در مورد باشگاه استعدادهای بی همتا . میخواستم چند تا از استعداد ها م رو بگم که احتمالا هیچ کدام بی همتا نباشد .

۱. گرفتن عکس وقت و بی وقت .

۲. خوردن قهوه و گرفتن فال .

۳.دادن مهمانی وقتی که خونه ام مثل بازار شام .

۴.گفتن حرفهای راست دقیقا در همان لحظه ای که بهتره این حرف گفته نشه .

۵. دوست شدن با بچه و بزرگ .حتی اگه اصلا نخوان دوست شن .

 

خوب بگذریم .دیگه خیلی حرفی ندارم . باز هم شب جمعه است و فردا وقت گردش رفتن و منم دل به باد میدهم که برم .

توی هفته نو سرم بسیار شلوغ است شنبه کلاس آشپزی ۱شنبه و ۲ شنبه هم مهمانی الان یادم رفت ۲ شنبه کجا بودم هااان یادم آمد . ۱ شنبه عصر هم کلاس عربی  که خیلی دوسش دارم . ولی مشق نمینویسم بس که با حالم . خوبه که من دانشگاه نرفتم اگه نه چه نابغه ای میشدم . بااااااااابی . یه چیزی بگم حالتون گرفته شه نه نمیگم . راستی فیلم غیر منتظره کی دیده ؟ خوبه ؟ من میخوام برم ولی با این برنامه سنگین کی میتونه بره؟

 

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید

تعداد بازدیدکنندگان : 81384